شمارهٔ ۲۲۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد
خون گریم و نظاره ی محبوب نباشد
هر ناله میان من و او قاصد دردیست
دلسوز مرا حاجت مکتوب نباشد
هر جا که شکافند دل مهر پرستان
یکذره نیابند که مجذوب نباشد
گر دیده و دل پاک نگهداشته باشی
هیچ از نظر پاک تو محجوب نباشد
عشقست که قربان سگ کوی کند مرد
این درد چو درد دل ایوب نباشد
شک نیست که در قصه ی پیراهن یوسف
خونبارتر از دیده ی یعقوب نباشد
دل بد مکن از یار جفا پیشه فغانی
خوبی که جفایی نکند خوب نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر به این موضوع اشاره میکند که در پی عشق و معشوق، حتی در صورت وجود طلب، اگر محبوب در دسترس نباشد، اشک ریختن بیمعناست. هر نالهای بین عاشق و معشوق پیامدی از درد و رنج است و بدون محبتِ واقعی، هیچ معنایی ندارد. همچنین به اهمیت پاک نگه داشتن دل و دید، و این که عشق واقعی، انسان را به قربانی کردن خود برای محبوب وادار میکند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید که اگر کسی با عشقش جفا کند، او نیز نباید دلش را بد کند، چون خوبی بدون جفا، ارزش چندانی ندارد.