نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد

روی ترا که دید که بازش هوس نکرد

عاشق ز کوی دوست نشد مایل حرم

مرغ از حریم باغ هوای قفس نکرد

فریاد من ازان سر کو هیچ کم نشد

تا با سگان خویش مرا همنفس نکرد

پیش تو باغبان نکند وصف روی گل

کس با وجود گل صفت خار و خس نکرد

بر خاک ره چو دید سرم زیر پای خویش

پا بر سرم نهاد و نگه باز پس نکرد

مسکین دل اسیر که بیهوده سالها

فریاد کرد و ناله ز فریادرس نکرد

چندانکه جور دید فغانی ز دلبران

از بخت خویش دید و شکایت ز کس نکرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و ناامیدی شاعر می‌پردازد. او از دشواری و تلخی عشق سخن می‌گوید و به زیبایی معشوق اشاره می‌کند، اما در عین حال نشان می‌دهد که هیچ کس نمی‌تواند به خوبی او را وصف کند. شاعر از غم و فریاد خود در انتظار محبت و توجه معشوق می‌گوید و ظاهری از استواری را در برابر بی‌اعتنایی و بی‌توجهی دیگران به نمایش می‌گذارد. در نهایت، او به ناامیدی و بی‌کسی خود اشاره می‌کند و عدم توجه به دلشکستگی‌اش را بیان می‌دارد.