شمارهٔ ۲۶۵ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو رو از جانب صید آن شکارانداز میتابد
عنان میافگند بر من ز ناز و باز میتابد
سخن در پرده میگویی ولی گویا بود حسنش
فروغ روی خوب از جوهر آواز میتابد
عفی الله برق پیکانت چه شمع دلفروز است آن
که از شست تو ای ترک شکارانداز میتابد
عجب سوزیست از شمع رخت در جان پروانه
که از هر شهپرش صد شعله در پرواز میتابد
ز چنگ قامت عاشق چه گلبانگ طرب خیزد
که چرخ واژگون ابریشم این ساز میتابد
ببین حال فغانی ای که بر آیینهٔ پاکت
رخ انجام کار هرکس از آغاز میتابد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که با تابی دلربا و نازش، احساسات عاشق را برمیانگیزد. شاعر از مقایسههایی زیبا استفاده میکند، مانند تابش نوری که از چهره معشوق میتابد و تأثیر آن بر دل عاشق. همچنین به سوز دل و شور عاشقانه اشاره میکند که هر حرکت معشوق شعلهای از عشق را در دل او برمیانگیزد. در نهایت، شاعر به تأثیر ماندگار معشوق بر زندگی دیگران و اینکه هر کس به نوعی با زیبایی او ارتباط برقرار میکند، اشاره میکند.