شمارهٔ ۲۶۶ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد
تمام از گوشه ی آن نرگس غماز می تابد
قبای سبز را در خور بود این شده لعلی
که همچون آتش موسی ز سرو ناز می تابد
نگویی این کبوتر از کجا می آورد نامه
که از هر شهپرش صد شعله در پرواز می تابد
فغانی سوز پنهان درون با کس مکن روش
چرا کز شعله ی آه تو خود این راز می تابد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و معنای عمیق عشق و رازهایی که از چهره و نگاه معشوق متجلی میشود، اشاره دارد. نور و زیبایی که از نرگس معشوق میتابد، مانند شعلهای سوزان است که دل عاشق را میسوزاند. شاعر به قبا و جمال معشوق نیز اشاره کرده و آن را شایستهی زیباییهایی خاص میداند. همچنین، او از پرواز کبوترها سخن میگوید که حامل پیامهایی از عشق و شور هستند. در نهایت، شاعر به پنهانی بودن درد و سوز عشق اشاره میکند و میگوید که این سوزانیدن خود یک راز بزرگ است که فقط با شناخت عمق احساسات میتوان آن را درک کرد.