نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۳ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از کعبه عزم دیر برون از طریق بود

آیا چه چاره چون دل گمره رفیق بود

همچون فرشته از در میخانه بازگشت

عقلم که دیرساله رفیق شفیق بود

اندیشهٔ مفرح یاقوت داشت دل

غافل که نشئه در می همچون عقیق بود

رمزی که از زبان صراحی شنید جام

کُنهش کسی نیافت که مقصد عمیق بود

آخر باب و دانهٔ میخانه صید شد

مرغ دلم که طایر بیت العتیق بود

حرفی شنیدم از لب جان‌بخش ساقی‌ای

از جا شدم که نکته به‌غایت دقیق بود

هم در میان گریه فغانی فرود رفت

بیرون نشد ز بزم تو مسکین غریق بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به تناقضات و چالش‌های درونی خود اشاره می‌کند. او از کعبه به میخانه می‌رود و با وجود احساس گم‌گشتگی و سرگردانی، به دنبال رفیق شفیق خود است. او حتی به تصویری از فرشته بازمی‌گردد و در جستجوی حقیقتی عمیق و معنوی است. دل او پر از اندیشه و احساسات است، اما او متوجه می‌شود که در دنیای مادی و شراب‌خواری غافل گشته است. اشعار به نوعی تأمل در مورد روحانیات و جستجوی معنای عمیق در زندگی را نشان می‌دهد. شاعر در نهایت در میخانه دچار غم و اندوه می‌شود و در تلاش برای فهم رازهای وجود، به دام غم و فراق می‌افتد.