نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

خطش چو بنام من از خامه برون آید

بس نکته ی دلسوزی کز نامه برون آید

آنروز که در مکتب دیدم سبقش گفتم

کاین طفل گرانمایه علامه برون آید

ننوشته سلام ایدل بهر چه کشی خود را

بگذار که حرفی چند از خامه برون آید

دندان بجگر دارم باشد که ازین مجلس

بخش من کم روزی یک شامه برون آید

ای آنکه نظر داری عمری بزلال خضر

میباش که سرو من از خانه برون آید

دانم که دهد تسکین یک روز فغانی را

هرچند که آن بدخو خود کامه برون آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق و دغدغه‌های درونی خود اشاره می‌کند. او از تاثیر خط و نامه بر زندگی‌اش می‌گوید و به زیبایی و ارزش‌های انسانی اشاره می‌کند. در مورد یک کودک خاص صحبت می‌کند که به نظرش بسیار باارزش است. او همچنین به حوادث زندگی‌اش اشاره دارد و نشان می‌دهد که با وجود مشکلات، امیدوار است که روزی بهتر برسد. در نهایت، شاعر خواسته‌ها و امیدهایش را بیان می‌کند، حتی اگر به نظر ناخوشایند بیایند.