شمارهٔ ۲۹۳ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد
مگر خواب اجل گیرد شب هجر توام ورنه
حریف گریه و آه و فغان من که خواهد شد
مرا رشک رقیبان می کشد امشب نمی دانم
که فردا تهمت آلود کسان من که خواهد شد
بسوزیدم که چون در پای دارم کشته اندازند
امانت دار مشتی استخوان من که خواهد شد
که خواهد گفت حال زار من با آن پری یا رب
درین شب آگه از درد نهان من که خواهد شد
شب آمد از کجا جویم فغانی یار همدردی
به آه و ناله دیگر همزبان من که خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و غم شاعر است که از بیمهری و جدایی معشوق رنج میبرد. شاعر میپرسد که اگر او را به زاری و غم بکشند، چه کسی به حال او توجه خواهد کرد و از غمش آگاه خواهد شد. او به تنهایی و گریه کردنش اشاره میکند و از بیکسی خود در این شب تاریک میگوید. همچنین، او حسرت میخورد که در این شرایط کسی نیست که به دردهایش گوش دهد و به معشوقش میاندیشد. در کل، شعر پر از حس ناامیدی و احساس تنهایی است.