نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وقتست ای حریف که می در سبو کنند

دردیکشان بمنزل مقصود رو کنند

ما جوی شیر و قصر زبرجد گذاشتیم

ساقی بگو که میکده را رفت و رو کنند

می ده که وضع میکده بی مصلحت نشد

کاری که می کنند حکیمان نکو کنند

امروز داد مرشد ما رخصت شراب

اما به این قرار که کم گفتگو کنند

بگذار کار توبه ی صوفی بساقیان

تا اندک اندکی بگلویش فرو کنند

مشکل حکایتیست که هر ذره عین اوست

اما نمی توان که اشارت به او کنند

خوبان ز آب دیده ی ما غافلند حیف

زین یوسفان که جامه بخون شستشو کنند

قسمت نگر که کشته ی شمشیر عشق یافت

مرگی که زندگان بدعا آرزو کنند

آلوده ی شراب فغانی به خاک رفت

آه ار ملایکش کفن تازه بو کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت بی‌نهایت نوشیدن شراب و زندگی آزادانه اشاره می‌کند. او دعوت به شادی و فرار از ملامت‌های دنیوی می‌کند و به اینکه باید از زندگی و لحظات خوب لذت برد، تأکید می‌ورزد. همچنین شاعر به مشکلات و چالش‌های عشق و عاطفه می‌پردازد و از یوسفانی سخن می‌گوید که با زخم‌های عشق دچار هستند. در نهایت، او از ارزشهای معنوی و نیاز به صلح و آرامش در زندگی یاد می‌کند و به توبه و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره می‌کند.