شمارهٔ ۳۱۶ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما شستهایم ز آینهٔ دیده گرد غیر
زین نقشخانه جلوهٔ او دیدهایم خیر
فارغ بود دل از مدد شیخ خانقاه
آن را که جذب پیر مغان میکشد به دیر
ماییم و طوف کعبهٔ کوی پریوشان
قطع نظر ز ملک سلیمان و وحش و طیر
میل ریاض دهر نبود از عدم مرا
اینجا به عشق لالهرخان آمدم به سیر
دامنکشان به خون فغانی چو بگذری
پوشیده دار جلوهٔ حسنت ز چشم غیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره رهایی از نگاه دیگران و تکیه بر عشق است. شاعر از دیدن معشوق و زیباییاش صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که دل او از کمک و راهنمایی شیخ خانقاه بینیاز شده است. او به عشق و جاذبه معشوق خود اشاره دارد و میگوید که در پی زیبایی او به کعبه و کوی عشق آمده است. شاعر بر این باور است که زیبایی و عشق مهمتر از مسائل دنیوی مثل قدرت و ثروت هستند. در نهایت، به حفظ زیبایی و جذبه معشوقش از نگاه دیگران تأکید دارد.