نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۸ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوش‌تر

فغانم هم خوش و آه دل ناشاد از آن خوش‌تر

از او خوش می‌نماید اینکه بد گوید رقیبان را

وگر هرگز از ایشان می‌نیارد یاد از آن خوش‌تر

نرنجم هرگز از بیداد و جور آن جفاپیشه

که جور دلبران خوش باشد و بیداد از آن خوش‌تر

خوش است این گر ملامت‌خانهٔ دل‌ها کند ویران

وگر این شیوه را از من کند بنیاد از آن خوش‌تر

به کوی عاشقی عرض تجمل گو مکن خسرو

که شیرین را بود بی‌برگی فرهاد از آن خوش‌تر

خوش است آب حیات از بهر قید زندگی اما

گرم تیغ تو از هستی کند آزاد از آن خوش‌تر

فغانی را کشد ناز و عتاب لاله‌رخساران

زبان طعن تو ای سوسن آزاد از آن خوش‌تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به زیبایی‌ها و لذایذ درد و رنج ناشی از عشق می‌پردازد. او بیان می‌کند که حتی در شب‌های جدایی و فریادهای دل، حس خوشی وجود دارد. گوینده از این که معشوقه‌اش به رقیبان بد بگوید، خوشحال می‌شود و می‌گوید که بیداد و ظلم معشوق نیز لذت‌بخش است. این احساسات به گونه‌ای است که او حاضر است بر سختی‌ها و ملامت‌ها فائق آید و آن‌ها را بپذیرد. در نهایت، او به این باور می‌رسد که آزادی از قید و بند زندگی و آلام عشق، حقیقتاً خوش‌تر است.