نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۴ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مست آمدی کرشمه‌کنان در قبای ناز

زینگونه نازنین که تویی هست جای ناز

بخرام و ناز کن که خدا در ریاض حسن

آراست سرو قد ترا از برای ناز

هر جا که هست، غمزه و نازست کار تو

دل مبتلای غمزه و جانم فدای ناز

یکدم که دست داد ملاقات وصل تو

شد فوت فرصتم همه در ماجرای ناز

جور و جفای غمزه و ناز تو می‌کشم

افغان ز جور غمزه و آه از جفای ناز

هر ذره‌ام فریفتهٔ ناز پیشه‌ایست

کافر مباد پیش بتان مبتلای ناز

از بهر اضطراب فغانی بیقرار

پیوسته باد بر سر سروَت هوای ناز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و ناز معشوقه‌ای است که شاعر به او اشاره می‌کند. شاعر از حضور زیبای او در حال مستی و ناز برخوردار است و از او می‌خواهد که همچنان ناز کند و برود. او بیان می‌کند که هر جا این معشوقه می‌رود، جلوه‌های ناز و غمزه‌اش وجود دارد و دل او برای این زیبایی‌ها بی‌قرار است. شاعر از درد و رنجی که از ناز و جفاهای معشوقه‌اش می‌کشد، سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که تمام وجودش در فریفتگی ناز او غرق شده است. در نهایت، او به اضطرابی که بر اثر عشق به این زیبایی‌ها دارد، اشاره می‌کند.