شمارهٔ ۳۳۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
طاقت نبود کان لب میگون نگرد کس
منت که رسیدم ز تو یکره بزلالی
در ساغر خود چند همه خون نگرد کس
خوبی تو، مکن گوش بگفتار بد آموز
حیفست که بر مردمک دون نگرد کس
مگذار که میرم بنما ان خط اگرچه
حیفست که آن فال همایون نگرد کس
افسون به چه کار آید اگر مهر و وفا نیست
جایی که وفا نیست بافسون نگرد کس
آن تشنه نیم من که به آبی خردم یار
در آتشم ار بر لب جیحون نگرد کس
خوش باد فغانی که همه وهم و خیالست
گر کوکبه ی حشمت گردن نگرد کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوقش قرار دارد و میگوید که هیچ کس نمیتواند به آن زیبایی دست یابد. او همچنین به وفا و محبت اشاره میکند و بیان میکند که بدون این ویژگیها، هیچ افسون و جاذبهای معنا ندارد. در نهایت، شاعر به حالت تشنگی و آرزوهای خود برای وصال با معشوق میپردازد و بیان میکند که دنیا و زیباییهایش در صورتی که عشق حقیقی وجود نداشته باشد، بیمعناست.