شمارهٔ ۳۴۴ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
ما غم عشق تو داریم تو غمناک مباش
نیست چالاکتر از قد تو در گلشن حسن
از هوس مایل هر قامت چالاک مباش
ای تو خود مرهم ریش دل خونین جگران
در خیال دل ریش و جگر چاک مباش
خاک شد بر سر راه تو بسی جان عزیز
دامن افشان چو روی غافل ازین خاک مباش
ما چو آیینه دل از غیر تو پرداخته ایم
یکنفس غافل ازین آینه ی پاک مباش
باز از ادراک فغانی چو رود جانب عشق
ناصح او مشو و منکر ادراک مباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و مراقبت از دل و احساسات است. شاعر به معشوق میگوید که در پی دل نباشد و عاشق بیپروا نباشد، چراکه او غم عشق را دارد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی به اندازه قد و قامت او زیبا نیست. شاعر از معشوق میخواهد که به خودش توجه کند و غمگین نباشد، زیرا او خود مرهم دلهای شکسته است. همچنین اشاره میکند که بسیارانی برای عشق او جان خود را از دست دادهاند و او باید قدر این عشق را بداند و از آن غافل نشود. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که نباید از درک عشق غافل شود و باید به آن توجه کند.