نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۶ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایدل بتلخی شب هجران صبور باش

این هم نواله ییست بنوش و شکور باش

از دیده چون جدا شدی از دل جدا مشو

خواهی که خاص شاه شوی در حضور باش

شاید کزین کریوه سبکبار بگذری

از هر چه خار راه تو گردیده دور باش

تا کی زهر چراغ توان کرد کسب نور

خود را بسوز در نظر شمع و نور باش

خواهی که در مزار تو سروی بایستد

شمعی شو و ملازم اهل قبور باش

حالا تو در میان نیستان غم بسوز

گو وعده ی وصال بهنگام صور باش

ناپخته پختنیست فغانی کباب دل

چندین شتاب چیست بگو در تنور باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوقه‌اش توصیه می‌کند تا در شب‌های دوری و هجران صبور باشد و از نعمت‌ها شکرگزاری کند. او می‌گوید که اگر از دیده‌هایش جدا شده‌ای، دلش را نیز رها نکند و برای رسیدن به مقام خاص، باید در حضور دیگران حاضر باشد. همچنین اشاره می‌کند که برای عبور از موانع، باید از چیزهای ناکارآمد دوری کند و خود را به نور و شمع تبدیل کند تا در قلب دیگران جا بگیرد. شاعر به او یادآوری می‌کند که به امید وصال و رسیدن به آرامش در میان غم‌ها صبور باشد و در پایان از او می‌خواهد که به جای شتاب‌زدگی، با تفکر و آرامش به زندگی بپردازد.