شمارهٔ ۳۷۴ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل
درد جگر چاک ندانند چه حاصل
چند اینهمه از دور نگه کردن و مردن
قدر نظر پاک ندانند چه حاصل
ما بهر جوانان ز سر خویش گذشیم
این مرتبه را خاک ندانند چه حاصل
دانند که بر عاشق خود جور توان کرد
بی مهری افلاک ندانند چه حاصل
تو غمزه روان کرده و مردم بنظاره
انگیز تو بی باک ندانند چه حاصل
افسوس که نور شجر وادی ایمن
از شعله ی خاشاک ندانند چه حاصل
سر تا بقدم جانی و دل مرده حریفان
خاصیت تریاک ندانند چه حاصل
این همنفسان حال دل زار فغانی
با این همه ادراک ندانند چه حاصل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و ناامیدی است و بیانگر احساس عشق و درد عمیق شاعر است. شاعر به این موضوع میپردازد که خوبان و دیگران از رنج و ناراحتی عاشقان بیخبرند و نمیدانند که چه سودی در دوری و بیتوجهی به محبوب وجود دارد. او از فداکاری خود و دیگران برای جوانان حرف میزند و میگوید که آنها از حقیقت احساسات و تجربههای عاشقانه بیخبرند. در نهایت، شاعر ابراز ناراحتی میکند که حتی از زیبایی و نور عشق نیز بیخبرند و درک نمیکنند که عشق و درد عاشقانه چه معنایی دارد.