نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب آمد هرکسی را روی در کاشانه‌ای یابم

من، دیوانه گردم تا کجا ویرانه‌ای یابم

منم آن ناتوان موری که نتوانم کشید آخر

به صد سرگشتی از خرمنت گردانه‌ای یابم

شب هجران که آید بر سرم از بهر دلسوزی

هم از گرد چراغ خود مگر پروانه‌ای یابم

دمی کز شوق آن لب‌های میگون گریه‌ام آید

لبالب سازم از خونابه گر پیمانه‌ای یابم

فغانی از رفیقان روی گردان شد مگر او را

به کوی دلبری یا گوشه میخانه‌ای یابم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تنهایی و دلتنگی خود در شب اشاره می‌کند و از جستجوی عشق و محبت سخن می‌گوید. او به وضعیت ناامید خود و تلاش برای پیدا کردن کسی که بتواند او را تسکین دهد، اشاره می‌کند. شاعر به احساساتی چون شوق و درد ناشی از دوری از معشوق می‌پردازد و امید دارد که در میان بی‌تابی‌هایش، دست کم به یک علامت یا نشانه‌ای از عشق برسد. این شعر به زیبایی و تلخی احساسات انسانی در مواجهه با دوری معشوق و تلاش برای یافتن آرامش در شب‌های تنهایی پرداخته است.