نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۸ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام

مردم دیده طفیل قدمت ساخته ام

اینکه از وصل توام غنچه ی امید شکفت

گل آنست که با داغ غمت ساخته ام

تا خطت بر ورق لاله زد از مشک رقم

جان فدای خط مشکین رقمت ساخته ام

از تو جمعیتم این بس که دل مجنون را

بسته ی سلسله ی خم بخمت ساخته ام

ای زبان قلم از وصف رخت شعله ی نور

دیده روشن ز سواد قلمت ساخته ام

چون فغانی زده بر هستی موهوم قدم

خویش را کشته ی تیغ ستمت ساخته ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی عشق و دلبستگی شاعر به معشوقش را به تصویر می‌کشد. شاعر در این شعر می‌گوید که چشمانش را چون فرشی برای حراست از حرمت معشوقش ساخته است و زندگی‌اش را به خاطر او معنادار و زیبا می‌بیند. او وصف عشقش را با تصاویری از گل و غنچه و خط معشوق بیان می‌کند و از جانفشانی خود در راه عشق سخن می‌گوید. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشقش به معشوق باعث شده تا او را به مرحله‌ای از فانی بودن برساند و زندگی‌اش را با زیبایی‌های عشق آراسته کند. به طور کلی، شعر این احساس عمیق و بی‌پایان را به تصویر می‌کشد که عشق می‌تواند زندگی را معنا ببخشد و آن را زیباتر کند.