نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم

دنیا و محنتش همه با هم گذاشتیم

قطع نظر ز حاصل ده روزه ی جهان

این منزل خراب مسلم گذاشتیم

دور زمانه چون نکند هفته یی وفا

دست از شمار این درم کم گذاشتیم

گل رنگ ما نداشت گذشتیم از سرش

می بیتو خوش نبود هماندم گذاشتیم

در غم سفید کرده کشیدیم زیر خاک

موی سیاه را که بماتم گذاشتیم

رفتیم چون فغانی ازین انجمن برون

عیش جهان بمردم بیغم گذاشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زندگی و رنج‌ها اشاره می‌کند و از گذر از دنیا و زحمت‌های آن سخن می‌گوید. او تمامی تجربیات و مشکلات را کنار گذاشته و به وضعیت ناپایدار دنیا اشاره می‌کند که هیچ‌گاه وفا نمی‌کند. همچنین به جوانی و زیبایی گذشته اشاره کرده و از غم و اندوهی که به یاد عزیزان سیاه‌پوش کرده‌اند، صحبت می‌کند. در پایان، شاعر با حسرت از دنیای پرشکوه و زودگذر می‌گذرد و تصمیم می‌گیرد تا از شادی‌های ظاهری و بی‌محتوا فاصله بگیرد.