شمارهٔ ۴۳ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را
مشرف کن به تشریف بقا پروانهٔ خود را
تو شمع بزم اغیاری و من در آتش غیرت
ز برق آه روشن میکنم کاشانهٔ خود را
سر من در خمارست از می لعل لبت ای گل
به هر خاری میفشان جرعهٔ پیمانهٔ خود را
مزن سنگ ملامت زاهدا بر ساغر رندان
اگر خواهی سلامت سبحهٔ صد دانهٔ خود را
چنان از بادهٔ بزم وصالت بیخبر گشتم
که از مستی ندانم باز راه خانهٔ خود را
ز کنج عافیت تا در میان مردم افتادم
فراوان یاد کردم گوشهٔ ویرانهٔ خود را
نیازست و محبت شیوهٔ رندان میخواره
غنیمت دان فغانی شیوهٔ رندانهٔ خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردناک شاعر میپردازد. شاعر از شمعی سخن میگوید که برای محبوبان روشن است و خودش را در آتش عشق میسوزاند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که در دنیای عاشقانهاش غرق شده و نمیتواند به خانه خود برگردد. شاعر به زهد و ملامت زاهدان اشاره میکند و تأکید میکند که عشق و محبت واقعی را باید گرامی داشت. در نهایت، او به نیاز و محبت در زندگی رندانهاش اشاره میکند و آنها را ارزشمند میداند.