شمارهٔ ۴۳۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مدام از آتشی آشفته حالم
فغان کز اختر بد در وبالم
سخن نشنیدم و عاشق شدم وای
که خواهد داد گردون گوشمالم
چنان از همدمانم دل گرفتست
که از خود نیز می گیرد ملالم
سبو بردار و صحبت برطرف کن
کنون کز باده خالی شد سفالم
وصالش خواستم پیدا شد از دور
بحاجت می رسم خوبست فالم
چنان برگشتم از عشقش فغانی
که غیر از او نگنجد در خیالم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حال و هوای عاشقانه و دردناک شاعر است. او از وهم و آتش درون خود شکایت میکند و از عواقب عشقش نگران است. ارتباطش با دیگران تیره و دلشکسته است و از تنهایی رنج میبرد. در این شرایط، شاعر به نوشیدن باده روی میآورد تا از غمهایش فاصله بگیرد. عشق او به معشوقش به حدی عمیق است که حتی در تخیلاتش، هیچ جای دیگری جز او وجود ندارد. احساسات او شدید و پر از التهاب است و به نظر میرسد که عشقش او را کاملاً درگیر کرده است.