نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۹ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بهارست ای سرشک دیدهٔ من رو به صحرا کن

برای لاله‌رویان برگ سبزی چند پیدا کن

قبای نیلگون پوشیده چون سوی چمن آیی

نشین و سوسن آزاد را بند قبا واکن

ز هر جانب بود در جلوه‌ای شاخ گل نرگس

چه در حیرت فروماندی زمانی چشم بالا کن

نظر دارند سوی عاشقان چشمان خونریزش

دلا درهای رحمت باز شد چیزی تمنا کن

چو اوراق شکوفه در چمن‌ها باد بگشاید

فغانی گفتگوی دلبران ماه‌سیما کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

بهار به من سرشک دیده‌ام را به سوی صحرا ببرد. برای لاله‌های زیبا برگ سبزی پیدا کن. اگر با لباس نیلگون به چمن بیایی، نشسته و بند لباس سوسن آزاد را باز کن. از هر سو شاخ گل نرگس به چشم می‌خورد، و تو در حیرت مانده‌ای، پس به آسمان نگاه کن. چشمان خونریزش به سوی عاشقان نظر دارند، ای دل! درهای رحمت باز شده، چیزی را طلب کن. هنگامی که باد شکوفه‌ها را در چمن‌ها بگشاید، فغانی از دلبران ماه‌چهره را سر بده.