نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۳ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خلقی به حسن خویش گرفتار دیده‌ای

زان ناز می‌کنی که خریدار دیده‌ای

چندانکه خشم و ناز کنی زارتر شوم

زارم ازآن کشی که مرا زار دیده‌ای

کوشی به عزت دگران رغم جان من

گویا که در میانه مرا خوار دیده‌ای

وزو گداز من مکن ای شمع برطرف

در یک زمان که جانب اغیار دیده‌ای

بزمش ندیده سجده کنی از برون در

ای دل ز کعبهٔ سایهٔ دیوار دیده‌ای

بسیار پیش ما بد خوبان مگو رقیب

آری ترا به دست که بسیار دیده‌ای

امروز مستی تو فغانی فزون‌ترست

معلوم می‌شود که رخ یار دیده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های محبوب یاد می‌کند و می‌گوید که او با ناز و چهره‌اش خریدار دل‌هاست. همچنین بیان می‌کند که هرچه محبوب بیشتری ناز کند، او بیشتر زار و نزار می‌شود. شاعر حسرت می‌زند که در میانه مفاخرت و خودنمایی دیگران، او را کم‌اهمیت می‌بینند. همچنین از دیگران می‌خواهد که به احساس او توجه کنند و در نهایت می‌گوید که شادی و مستی او از محبت محبوبش بیشتر و عمیق‌تر شده است.