شمارهٔ ۵۲۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صوفی ز کعبه رو به خرابات کردهای
نیک آمدی بیا که کرامات کردهای
صنعت مکن که هر دو گرفتار یک دریم
ما آه و ناله و تو مناجات کردهای
صحبت قضا ندارد و نقد روان بقا
ساغر طلب چه تکیه بر اوقات کردهای
در حسن اگر خیال نگنجد به رنگ و بو
روشن شود که رو به چه مرآت کردهای
خود را دو دل مساز که کفر طریقتست
از هر جهت که تفرقه در ذات کردهای
فریاد اگر نه عقل به وجهی کند قبول
آنها که در خیال خود اثبات کردهای
حالا غنیمتست فغانی کنار کشت
خود را میان عرصه چرا مات کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معانی عرفانی و روحانی اشاره میکند. او از صوفیای صحبت میکند که به جای روی آوردن به کعبه، به خرابات و عوالم دنیا روی آورده است. شاعر از او میپرسد که چرا از دو چیز متفاوت (آه و ناله و مناجات) که هر دو در خدمت یک حقیقت هستند، گریزان شده است. او تاکید میکند که زندگی و گذر زمان مختصر است و نباید به دلخواهی بر لحظات تکیه کرد. همچنین، شاعر اذعان میکند که زیبایی واقعی در مفاهیم معنوی است و نباید آن را به ظواهر محدود کرد. او به دوستش توصیه میکند که خود را تقسیم کرده و دو دل نکند، زیرا این امر باعث تفرقه در مسیر معنوی میشود. در نهایت، او به لزوم استفاده از فرصتهای زندگی و نیندیشیدن به حالتهای نامناسب تأکید میکند.