نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا

نهفتم قدر خود تا قیمت یاران شود پیدا

فلک ای کاش بردارد ز روی کارها پرده

که نقد زاهدان و جنس میخواران شود پیدا

ز سیل فتنه چون در ورطه افتد زورق هستی

در آن طوفان سرانجام سبکباران شود پیدا

هوای ذره پروردن ندارد آفتاب من

که استعداد هر یک زین هواداران شود پیدا

اگر معشوق نگشاید گره از گوشهٔ ابرو

هزاران عقده در کار گرفتاران شود پیدا

به دور چشم مستت باده می‌نوشند و می‌ترسم

که ناگه فتنه‌ای در بزم میخواران شود پیدا

شراب لعل در جامست و من در سجده سهوست این

گذارم گر عذار لاله‌رخساران شود پیدا

فغانی باده پنهان خور که حق از غایت رحمت

نمی‌خواهد که کردار گنه‌کاران شود پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان حالتی از دگرگونی و جستجوی حقیقت می‌پردازد. او از حال مستان و هشیاران صحبت می‌کند و آرزو دارد که پرده‌ها از روی واقعیات کنار رود تا حقیقت‌ها نمایان شوند. شاعر به سراغ موضوعاتی مانند فتنه و وسوسه می‌رود و به خطرات ناشی از آن‌ها اشاره می‌کند. او همچنین به معشوق و عشق اشاره کرده و بیان می‌کند که اگر معشوقه‌اش نتواند مشکلات را حل کند، زندگی پر از عقده و درد خواهد بود. در نهایت، شاعر به ارزش‌های انسانی و رحمت الهی پرداخته و تأکید می‌کند که حتی در شرایط سخت، باید به عشق و زیبایی‌ها توجه داشت.