نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادی

دگر هر تار موی من بدست دشمنی دادی

چه شکرت گویم ای بخت سیه کز بهر آرامم

در این آوارگی باری نشان گلخنی دادی

مخور خون ای دل و بیهوده رنج خود مکن ضایع

چه گل چیدی که عمری آب و رنگ گلشنی دادی

مبادا دامنت آلوده از خونابه ی چشمم

کجا این آشنایی با چو من تر دامنی دادی

فغان برداشتی چون حال من بد دیدی ای دشمن

چه گویم هم تو کز دردم نوید مردنی دادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بدبختی‌ها و مصائب خود شکایت می‌کند و بخت خود را سرزنش می‌کند که او را به سوی دشواری‌ها کشانده است. او به این موضوع اشاره دارد که هر تار موی او به دست دشمن افتاده و آرامش او ناپایدار است. شاعر به دل خود توصیه می‌کند که بدون دلیل رنج نکشد و به سرنوشت خود تن دهد، زیرا در این بی‌خبری و آوارگی، نشانه‌ای از خوشی و آرامش نمی‌بیند. همچنین نگرانی او از آلودگی دلش به اندوه و رنج ناشی از این شرایط برجسته شده و به دشمن خود می‌نالد که چرا از درد او آگاه است و به او امید مردن داده است.