نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب

دل بیقرار در خون بچه روز خفت امشب

به تبسم نهانی که زدی به گریهٔ من

مژهٔ خیال بازم چه گهر که سفت امشب

ز میان همنشینان چه روی بخشم بیرون

چو بهیچ باب عاشق سخنی نگفت امشب

به ترانه ی جدایی همه را به خون کشیدی

دل بیخبر چه داند که چه می شنفت امشب

نکند نظر فغانی که گلی و گلشنی هست

ز هوای خاک پایی که بدیده رفت امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف حال و هوای شب و تأثیرات عاطفی زیبایی پرداخته است. شاعر از زیبایی و عشق سخن می‌گوید و به تأملات دلbroken و غمگینی خود اشاره می‌کند. او به نگاهی اشاره می‌کند که یادآور زیبایی و گل‌هاست، و از حسرت جدایی و دلنوشته‌هایی که از درد جدایی ناشی می‌شود، خبر می‌دهد. در کل، شعر حاکی از احساساتی عمیق و تضاد میان زیبایی و اندوه است.