شمارهٔ ۵۰ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مستانه برون تاختهای توسن کین را
بتخانهٔ چین ساختهای خانهٔ زین را
گر صیدکنان ناوک مژگان بگشایی
چشم تو گرفتار کند آهوی چین را
روزی که نهم رخ بنشان کف پایت
از سر بنهم سلطنت روی زمین را
میل خم ابروی تو ای مردم دیده
سرگشته کند زاهد محرابنشین را
سازد مه رخسار تو آیینهٔ مقصود
آن دل که طلبکار بود نور یقین را
در چنگ غمت کم نکنم ناله که آخر
سررشته به جایی کشد این صوت حزین را
قومی همه خورشید پرستند فغانی
آن ماه پریچهرهٔ خورشیدجبین را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که به توصیف او و تأثیراتی که بر دیگران میگذارد، میپردازد. شاعر به زیباییهای صورت و چشمان معشوق اشاره کرده و از درد و غم ناشی از عشق سخن میگوید. همچنین، به وصف عاشقانی میپردازد که در جستجوی معشوق خود هستند و این عشق آنها را به سوی ملکوت و حقیقت میبرد. در نهایت، شعر بر علاقه و اشتیاق به معشوق و زیباییهای او تأکید میکند و نشان میدهد که عشق میتواند همزمان مایه شادی و اندوه باشد.