شمارهٔ ۶۴ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت
گلزار حسنت از نظر پاک من شکفت
خون می چکد ز داغ دل لاله در چمن
گویا همین دم از جگر چاک من شکفت
هر گل که نقشبند جمال تو نقش بست
در جویبار دیده ی نمناک من شکفت
بر روزگار کشته ی هجر تو خون گریست
هر لاله یی که صبحدم از خاک من شکفت
رویش که نوگلیست فغانی ز باغ حسن
بهر جلای دیده ی ادراک من شکفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به زیبایی و دلنوازی محبوبش اشاره دارد. او بیان میکند که چشمانش پر از اشک است و این اشکها به مانند گلهایی در گلزار عشقش شکفته میشوند. قلب او به خاطر دوری محبوبش درد میکند و این درد به مانند خونی است که از لالهها در چمن میچکد. هر گل که به یاد محبوبش میروید از چشمان او میجوشد و گریه و اندوه او را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به زیبایی و تازگی عشق اشاره کرده و این احساس را به شکل گلهایی که در باغش میرویند، توصیف میکند.