نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست

دیوانه ی آن بادیه ام کاین شجر اوست

آراسته باد این چمن حسن که هر روز

فیض نوام از لاله و ریحان تر اوست

زلفت گرهی بست بهر قطره ی خونم

فریاد ازان خوشه که این دانه بر اوست

زانروز که از دست صنم توبه شکستم

سوگند درستم همه بر جان و سر اوست

هم قوت دل بخشد و هم روشنی چشم

آن گوهر سیراب که زیب کمر اوست

فی الجمله ازان قطره که یکذره وجودست

میلش بهوا داری و جذب شکر اوست

امروز اگر گریه گره کرد فغانی

بسیار ازین آبله ها در جگر اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و ستایش زیبایی و تأثیرگذاری معشوق می‌پردازد. شاعر معشوق را به درختی تشبیه کرده که میوه‌های آتشین دارد و خود را دیوانه‌ی او می‌داند. او به زیبایی‌های چمن و گل‌ها اشاره می‌کند و از زلف معشوق به عنوان گره‌ای که قلبش را به خون می‌اندازد، یاد می‌کند. شاعر از روزی که از محبوبش توبه شکسته، سوگند یاد کرده که تمام وجودش فدای اوست. این شعر به عمق عشق، درد و شادی‌های ناشی از آن اشاره دارد و بیانگر تأثیر شگفت‌انگیز معشوق بر زندگی شاعر است.