شمارهٔ ۸۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست
از هرچه کند قطع نظر خیر در آن است
غافل مشو از حال خود ای رِند خرابات
یعنی نگران باش که بدبین نگران است
صد نقش درست آید و کَس را نظری نیست
چون رفت خطایی همه را چشم بر آنست
از طعنه ی بدخواه نرنجیم و لیکن
بر دل، سخن سنگدلان سخت گرانست
گر زانکه کسی نقد دل ما نشناسد
ما را چه گنه بحث بناقص بصرانست
بد گفتن من شد هنر حاسِد منکر
صد شکر که عیبم هنر بی هنرانست
با کوهِ بلا تنگ کند دست حَمایل
آن را که نظر در پی جوزا کمرانست
غم خوردن و تاب سخن سخت شنیدن
زهریست که در کاسه ی خونین جگرانست
رنگ سخن از خونِ جگر داد فغانی
این طور عبارت نه طریق دگرانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به بیان موضوعاتی درباره رنج و درد دل میپردازد. شاعر به اهمیت توجه به نظرات صاحبنظران اشاره میکند و میگوید که در زندگی هر چیزی که از آنها میشنویم، نیکو است. همچنین از خوانندگان میخواهد که به حال خود توجه کنند و نگران باشند. او تأکید میکند بر اینکه باید از طعنههای بدخواه ناراحت نشویم، زیرا دلخوشکردن در برابر سنگدلان سخت است. در ادامه، شاعر بر این نکته تأکید میکند که حتی اگر دیگران متوجه عیوب ما نشوند، این موضوع به ما مربوط نمیشود. شاعر با اشاره به سختیها و دردها، نشان میدهد که تحمل رنجها جزئی از زندگی است و در نهایت به رنگ و بوی زندگی میافزاید. این اشعار در واقع دعوتی به صبر و تحمل در برابر سختیها و عدم توجه به نظر دیگران است.