شمارهٔ ۹۰ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت
در آب و گل کلاله شمیم صبا گرفت
در خواب عاشق آمدی و پای نازکت
چندان بدیده سود که رنگ حنا گرفت
بس نخل آرزو که زدم بر زمین دل
تا در دلم نهال وفای تو پا گرفت
اول که باز شد در گنجینه ی دلم
آمد هوای عشق و برای تو جا گرفت
کی بر کبوتر دل ما سر در آورد
بازت که صید کرد هما، تا هوا گرفت
گردم ز آستان تو بردند عاشقان
این خاک بین که مرتبه ی توتیا گرفت
دنبال کرد خیل غمت اهل درد را
من ناتوان تر از همه بودم مرا گرفت
شبها فغانی از اثر عطر دامنت
با آه آتشین ره باد صبا گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق فرد عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و تمثیلهای طبیعی، بیان میکند که عشق او به معشوق چنان عمیق است که بر همه جنبههای زندگیاش تأثیر گذاشته. رنگ حنا، کلاله و هوای عشق نمادهایی هستند از زیبایی و شوقی که در دل عاشق شکل گرفته است. همچنین، شاعر به ابراز احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و تأثیر غم و شوق او بر دل عاشقان اشاره میکند. در نهایت، شبها و عطر معشوق به عنوان نشانههایی از عشق و فراق او به تصویر کشیده شدهاند.