شمارهٔ ۹۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست
آه این چه بلا بود که از خانه ی زین خاست
آشفته و کاکل بسر دوش فگنده
گویا که همین دم ز پریخانه ی چین خاست
دشمن چه فسون خواند که آن شمع دل افروز
بنشست چو شاخ گل خندان و حزین خاست
هر چند کزین صف شکنان گوشه گرفتم
از جای دگر سخت کمانی ز کمین خاست
در خاتم فیروزه ی شیرین چه حلاوت
چون زهر جداییش هم از زیر نگین خاست
سر زد ز دلم صد بته ی صبر بیندیش
زین تلخ گیاهی که ازین شوره زمین خاست
هر بار که شمشیر ترا دید فغانی
آنگونه برآشفت که مویش ز جبین خاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف احساسات عمیق و دردناک عاشقی است. شاعر از آتشین شدن دلها و غم و اندوه عمیق ناشی از جدایی میگوید. او از "صد شعله ی آه" سخن میگوید که ناشی از درد و بلاهایی است که بر سر عاشقان میآید. شاعر احساس سرگشتگی و افسردگی را که در نتیجهی جدایی از معشوق به وجود آمده، را به تصویر میکشد و به حسرت و تلخی ناشی از دوری از عشق اشاره میکند. او همچنین به تأثیرات این جدایی بر وجود خود و چگونگی واکنشهای عاطفیاش پرداخته است.