شمارهٔ ۹۱ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیمار ترا دیده ی نمناک همانست
پرهیز مکن کاین نظر پاک همانست
از گریه سواد بصرم شسته شد اما
نقش تو در آیینه ی ادراک همانست
کوه ستمم در دل ماتمزده باقیست
خار و خسکم در جگر چاک همانست
شد سلسله ی گردن شیران رگ جانم
پیوند بران حلقه ی فتراک همانست
هر چند که خوبان نظر مهر نمایند
با اهل نظر کینه ی افلاک همانست
صد بحر فرو رفت و لبی تر نشد آنجا
شد زیر زمین پر گهر و خاک همانست
با آنکه جهانسوز بود آه فغانی
در بستر خوابش خس و خاشاک همانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و درد درونی شاعر میپردازد. شاعر از چشمهایش که نمناک است صحبت میکند و میگوید که در این نگاه، عشق و پاکی وجود دارد. او به تاثر و غم خود از فقدان معشوق اشاره میکند و میگوید که با وجود اشکها، تصویر محبوبش در ذهن باقی مانده است. شاعر از درد و رنج ناشی از ظلم و سختیهایی که در زندگی تحمل کرده، یاد میکند و نشان میدهد که علیرغم ظاهر آرامش، قلبش همچنان در مبارزه با مشکلات است. در نهایت، او به ناپایداری دنیا و غمهای خود اشاره میکند و متوجه میشود که احساساتش هرگز بدون تاثیر نمیماند.