شمارهٔ ۳ - خون سیاوشان فلکی شروانی
فلکی شروانی / قطعات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
گر نه به چشم مردمی سوی تو بنگرد فلک
خشم تو در دو چشم او مردمک استخوان کند
آنچه به یک زمان کند کین تو خالی از زمین
قوت و گردش فلک راست به صد قران کند
گوهر آبگینه را لعل سیاوشی مخوان
زآنکه مرا به شبهه آن خون سیاوشان کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به قدرت و تأثیر خشم و غضب اشاره میکند. او میگوید اگر مردم به تو نگاه نکنند، عواقب خشم تو میتواند بسیار ویرانگر باشد. آنچه تو در یک لحظه انجام میدهی، تمام زمین را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین به ارزش و زیبایی الماس و لعل اشاره میکند اما تأکید میکند که آنها نمیتوانند با خون سیاوش، شخصیت و ارزش واقعی او را برسانند. در کل، این شعر به تأثیرگذاری و عمق احساسات بشر میپردازد.