شمارهٔ ۱۰۰ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست
روضه ای خوشتر مرا از کلبه خمار نیست
عاشقانرا هیچ جنت نیست چون گلزار وصل
کوثر و طوبی مثال لعل و قد یار نیست
دل پر از خار جفایت گشت همچون خار پشت
نیست جایش زانکه بیرون کرده سر زو خار نیست
بر تنم در هر بن مویش که نیش هجر تست
یک سر مو نیست جایی کاندرو افکار نیست
چشم شوخت کی نظر بر حال زارم افکند
طرفة العینی ز خواب ناز چون بیدار نیست
در محبت از غم جانان بود منت به جان
در دل احباب از جور حبیب آزار نیست
ای که گویی زو دل بسیار بسیارت جفاست
اندک اندک چون نمود از وی به دل بسیار نیست
ساقیا رطل گرانم ده که در هجران یار
گر اجل آید گرانم لیک آن مقدار نیست
فانیا در عاشقی هر غم که آید شاد باش
زان که اهل عشق را از رنج و خواری عار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج عاشقی و عشق است. شاعر در مورد نبودن شراب از دلدار و بیمعنا بودن روضههای دیگر نسبت به محبت واقعی صحبت میکند. او میگوید که عاشقان هیچ جنتی جز وصال محبوب خود نمیشناسند و درد و خارهای جدایی را تحمل میکنند. دلش پر از غم جدایی است و نیش هجر محبوب را بر جان میکشد. او به بیداری از خواب ناز و به نظر نرسیدن محبت اشاره میکند و میگوید حتی در غم عشق، خوشیها و فراموشیها وجود دارند. در نهایت، شاعر از ساقی درخواست میکند که مشتی از شراب را در این هجران به او بدهد و به این نکته اشاره میکند که عاشقان از رنج نمیترسند و آن را بخشی از عشق میدانند.