نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا گدایی در میکده آیین منست

رخنه‌ها از مژه مغبچه در دین منست

زان دم از یاری می می‌زنم ای شیخ که او

همدم فیض‌رسان دل غمگین منست

تا که در دیر شدم جرعه کش پیر مغان

در حرم طنطنه حشمت و تمکین منست

آن دهم بی‌تو چنانست که سودی نکند

گر همه جنت و حور از پی تسکین منست

یک دم خوش به وصال تو زدم گردش چرخ

وه که صد تیغ بلا آخته در کین منست

تا که در میکده وصف لب لعلت کردم

ورد رندان جهان نکته شیرین منست

زان وزین بگذر و در راه قدم زن فانی

نیست آیین فنا آن منست این منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و محبت به محبوبش سخن می‌گوید و می‌گوید که گدایی در میکده (محل عشق) آیین اوست. او به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر دل غمگینش اشاره می‌کند و می‌گوید که در کنار پیر مغان (مردان عرفان) خوشحال بوده و در حرم قدرت و شکوه شناخته شده است. شاعر بیان می‌کند که بدون محبوبش هیچ چیز برایش ارزشی ندارد، حتی اگر تمام بهشت و حور هم در دسترسش باشد. او از درد و رنج‌های ناشی از فراق سخن می‌گوید و وصف لب‌های محبوب را برای رندان نقل می‌کند. در نهایت، او از گذر از دنیا سخن می‌گوید و بر فنا و ناچیز بودن زندگی تأکید می‌کند.