شمارهٔ ۱۰۹ - تتبع بعضی یاران امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تنم از رنج در بیچارگی سوخت
دلم از عشق در آوارگی سوخت
دلم را پاره پاره سوختی عشق
ولی هجر آمد و یکبارگی سوخت
ز نعل رخشش آتش جست گویا
ز آهم نعل سم بارگی سوخت
اگر سوزم به می خوردن عجب نیست
سمندر هم از آتش خوارگی سوخت
نظر کن کز رخش یک لمعه افتاد
هزاران هر طرف نظارگی سوخت
بده زان آب آتش رنگ ساقی
که ما را چرخ در مکارگی سوخت
چو فانی چاره در عشقت ندانست
ببین بیچاره در بیچارگی سوخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره رنج و سوختگی ناشی از عشق و جدایی است. شاعر از درد و بیچارگی خود میگوید که از عشق میسوزد و دلتنگیاش باعث شده است تا همچون سمندری که از آتش میسوزد، در آتش عشق بسوزد. او به تأثیر عشق و جدایی بر قلبش اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با نوشاندن آبی شعلهور، به او کمک کند. در نهایت، شاعر به فانی بودن خود در عشق و بیچارگیاش اشاره میکند و این احساس را عمیقاً تجربه میکند.