نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ - تتبع مخدومی امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز در دیر مغان عربده مستانست

سخن از گنج فشانی تهی دستانست

مطرب از همت حاتم چه سرود آراید

که فلک پست ترین منزل سر مستانست

دادن جان و ستاندن ز لب ساقی پرس

تا شبانگاه بدین سان بده و بستانست

سرو اگر چند بلند است ز اشجار چمن

پیش نخل قد رعنای تو از پستانست

وادی کعبه اسلام چه پویم ای شیخ

که بت کافر من جانب ترکستانست

مستی و رندیم ار چرخ به دستان‌ها گفت

چه کنم بهر من این نوع صدش دستانست

فانی ار نیستی ات هست به مطلوب رسی

که به وصلش سببی نیست اگر هست آنست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زندگی مستان و لذت‌های دنیوی اشاره می‌کند. او از غنای معنوی صحبت می‌کند و به نوعی درصدد بیان ارزش‌هایی است که ممکن است در دنیا نادیده گرفته شوند. مطرب، که نماد هنر و موسیقی است، نمی‌تواند با سخنان خود از عظمت و مقام حاتم سخن بگوید، زیرا دنیا و مقام‌های مادی تنها محدودیت‌هایی هستند. شاعر به پرسش‌هایی درباره جان و عشق می‌پردازد و به تعارضات زندگی اشاره می‌کند، در حالی که به زیبایی‌های مرتبط با عشق اشاره دارد. در نهایت، شعری با مضمون عرفانی و فلسفی به تصویر کشیده می‌شود که بر لزوم توجه به درون و خود واقعی تأکید دارد.