شمارهٔ ۱۱۳ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوست
از غمش نیز دلم شاد بود کین هم ازوست
نبود هیچ تفاوت ز نشاط و غم دهر
به وصالم چو نشاط و به فراقم غم ازوست
زخم هجرش به دلم مرهم وصلش بر وی
خوشم آید که مرا زخم ازو مرهم ازوست
جان اگر رفت و غم ودست به جایش بنشست
از چه خوشحال نباشم مگر اینم کم ازوست؟
نیستم آدمی ارشاد نباشم ز غمش
چون غم و شادی انواع بنی آدم ازوست
از غم یار ملولم اگرم باده دهد
نه ز می خرمیم دان که دلم خرم ازوست
فانیا ماتم و سور همه یکسانست ازانک
سور در وصلم ازو هجر چو شد ماتم ازوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به بیان احساسات عاشقانه و رابطه عمیق با معشوق میپردازد. شاعر میگوید که تمام شادی و غمهای او از معشوقش ناشی میشود و تفاوتی بین این دو نمیبیند. وصال معشوق برای او شادی است و جداییاش غم. او به زخمهای ناشی از هجر یار اشاره میکند که در عین حال مرهمی از وصل نیز دارد. در واقع، حتی اگر جانش برود یا غم بر دلش بنشیند، خوشحال است که این احساسات نیز به نوعی به معشوقش مربوطند. شاعر به این نتیجه میرسد که غم و شادی در زندگی بشر از یک منبع سرچشمه میگیرد و همه چیز به عشق و ارتباط با معشوق پیوند دارد.