شمارهٔ ۱۲۰ - مخترع امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نسیم صبح نمود از تغار صهبا موج
چو باد شرطه که آرد ز روی دریا موج
به باده زورق می را گر افکنی باشد
چو کشتی ای که به دریا روان بود با موج
پی هلاک حریفان ز حله دختر رز
نموده هر طرف از لاله رنگ خارا موج
شبی که بود برش غیر مردم از غیرت
ازان سبب که فکندم به بحر سودا موج
ز چین ابرو و چاه ذقن فرو گشتم
چرا که هست ز گرداب غرقه ها تا موج
مگر برآوردم از بحر باده موج کرم
غریق را نبرد بر کنار دریا موج
نگر به بحر فنا شرح حال فانی خوان
ازان خطوط که سازد ز لجه پیدا موج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی از شاعر به زیبایی صبح را توصیف میکند که همواره با موجهای دریایی همراه است. او از باده و شادی صحبت میکند و میگوید که مانند یک کشتی در دریا به حرکت درمیآید. همچنین به یاد حریفانش از دختران زیبا و رنگ لالهها اشاره دارد و به یک شب خاص که در آن احساس بیغیرتی کرده، میپردازد. شاعر به چهرهاش و احساساتی مانند غرق شدن در شادی اشاره میکند و از خود میپرسد که آیا میتواند از دریای باده نجات یابد. در نهایت، به فنا و ناپایداری زندگی اشاره میکند و از خطوطی یاد میکند که داستان غمانگیز زندگی را نمایان میسازد.