نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند

پای در لای میش بر در خمار بماند

دل بشد تا خبر از جانب دلدار آرد

بیخبر گفت که زود آیم و بسیار بماند

آمدند اهل تماشا ز سوی مغبچگان

دل ما بود که در دیر مغان زار بماند

زخم عشاق همه روی برآورد ز وصل

دل مهجور من شیفته افکار بماند

از خمار ار سرو تن برهنه ام عیب مکن

زانکه در میکده نی خرقه نه دستار بماند

بت من رفت ولی در دل من نقش به بین

که درین بتکده چون صورت دیوار بماند

شاید ار دفع تحیر کندش دور قدح

هر که در حیرت این گنبد دوار بماند

راقم هیأت نه دایره مینایی

چه طلسمات که در گردش پرگار بماند

خواست فانی که به وصل تو نویسد ورقی

روی بنمودی و دست و دلش از کار بماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که هر کسی به دنیا و میکده عشق وارد شود، به نوعی در آن گرفتار می‌شود و دل او از امید وصال معشوق بی‌خبر می‌ماند. او نشان می‌دهد که عشق و جدایی باعث زخم عاطفی در دل عاشقان شده و آنها را در چنگال درد نگه می‌دارد. شاعر می‌گوید که حتی وقتی محبوب از او دور می‌شود، تصویر او در دلش باقی می‌ماند. در نهایت، شاعر آرزو دارد که لحظه‌ای به وصال محبوب برسد، اما همچنان در انتظار و حیرت به سر می‌برد.