شمارهٔ ۱۳۱ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کرد
بسوی باده ز یخ شوشه ها اشارت کرد
ز باده جوی حرارت که رفت آن کآتش
بگرم رویی خود دعوی حرارت کرد
بریم دفتر و سجاده بهر می سوی دیر
«که سود کرد هرانکس که این تجارت کرد»
خوش آن کسیکه درین فصل توبه چون بشکست
گناه خود بشکست خودی کفارت کرد
شراب گشت به ما باعث خرابی ها
خداش خیر دهاد ار چه پر شرارت کرد
هوای میکده عشرت فزاست باده فروش
مگر بآب می این خانه را عمارت کرد
ز لوث زهد ریای معاشری شد پاک
که بهر سجده به ابریق می طهارت کرد
چو سر بکوه و بیابان نهی دلی دریاب
که یافت حج قبول آنکه این زیارت کرد
ز لفظ بگذر و معنی طلب کن ای فانی
که اهل معنی ابا ز آفت عبارت کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذت و زیباییهای زندگی و همچنین انتقاد از زهد ظاهری و ریای مذهبی صحبت میکند. شاعر دعوت میکند به تجربه کردن لذتهای زندگی همچون شراب و خوشگذرانی، و تأکید میکند که توبه و خودشناسی واقعی در شکستن زهد ظاهری و درک عمیقتری از معنا و حقیقت زندگی است. او اعتقاد دارد که پیوند با معنای واقعی زندگی از طریق تجربه و درک عمیق بهدست میآید، نه صرفاً از طریق کلمات و ظواهر. شعر به نوعی چالشبرانگیز است و افراد را به تفکر در مورد حقیقت زندگی و معانی عمیقتر دعوت میکند.