نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود

تا سحر غوغای رندان را به جان مشتاق بود

زهره را آورده بود او از سر مستان به رقص

کان صدا اندر خم این گنبد نه طاق بود

گرچه زو صد ناز و از ما بوده صد چندان نیاز

در طریق حسن و عشق از روی استحقاق بود

از صفا و نور مجلس گر نهان بود آفتاب

بهتر از وی لمعه جام می براق بود

مستی رندان ز می هم بود لیکن بیشتر

از نوازش‌های آن ماه نکو اخلاق بود

ز اهل آن هنگامه من بیهوش‌تر بودم ازانک

با منش از جمله رندان بیشتر اشفاق بود

مست شو گر مخلصت باید که هرگز وانرست

از جفای اهل آفاق آنکه در آفاق بود

اندر آن شب هر کرا یک جرعه زان می‌شد نصیب

تا قیامت در جهان رند علی الاطلاق بود

فانی اندر سیر اطوار طریقت هرچه دید

بود نیکو لیکنش زهد ریایی شاق بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و هوای شب در میخانه‌ای است که عاشقان در آن جمع شده‌اند و از محبت و عشق بهره‌مند می‌شوند. شاعر به تفسیر عشق و مستی می‌پردازد و می‌گوید هر کس در آن محفل یک جرعه از شراب می‌نوشد، تا قیامت رند و آزاد خواهد بود. حال و هوای مجلس هرچند با زهره و زیبایی گره خورده، اما مستی و شادابی آن از مهربانی و اخلاق خوب دیگران ناشی می‌شود. شاعر خود را در آن جمع حس می‌کند و تأکید دارد که در عشق و سیر طریقت، هرچند چیزهای زیبا دیده، اما زهد ریایی را دشوار می‌داند.