نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ - مخترع امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آن قلندروَش که سویش دل به پاکی می‌کشد

پاکبازان را به کوی دردناکی می‌کشد

هر الف کو می‌کشد بر سینه از مستی و حسن

راستان را دل به سوی سینه چاکی می‌کشد

زین سبب شادم که شاید تیغ او بر من رسد

چون برش بر هرکس از بی‌وهم و باکی می‌کشد

چون طبیب عشق خواند نام بیماران هجر

زین مرض بر نام من خط هلاکی می‌کشد

هرچه از دورانت آید شکر بهتر ز آنکه چرخ

جمله تیغ ظلم بر دل‌های شاکی می‌کشد

بلای عشق ز مردم گریخت ای فانی

ولیک روی به ویرانه رهی آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جذابیت و قدرت عاشقانه یک قلندری می‌پردازد که دل‌های پاکبازان را به سوی خود می‌کشد. شاعر با زبان استعاری بیان می‌کند که این عشق و محبت به گونه‌ای است که افراد را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد و از آن‌ها می‌کشد. با اشاره به حسرت‌ها و دردهای عاشقانه، شاعر شاد است که ممکن است محبت این قلندر به او نیز برسد. در نهایت، شاعر به این واقعیت می‌رسد که با وجود مشکلات و ظلم‌هایی که عشق به همراه دارد، این مسیری است که باید پیموده شود و انسان باید با آن مواجه شود.