نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند

وعده کند وفا و به وعده وفا کند

آنکاو ز جور مغبچگان در شکایت است

باید به پیر دیر مغان التجا کند

شوخی که التفات به سوی شهان نکرد

با من که مست و رند و گدایم کجا کند

ساقی که بعد عمری اگر داردم شراب

من ناگرفته جام وی از کف رها کند

هر چ آیدت به پیش چو بی اختیار تست

درویش با که شکوه ز چون و چرا کند

عشاق را ز بهر دل خویش رحم کرد

شاید بدین غریب ز بهر خدا کند

می ده که جرم ما به دو صد زاری و نیاز

زان زهد که به شیخ به عجب و ریا کند

روحم بکوی دوست شد و نیستش علاج

مرغی که سوی گلشن اصلی هوا کند

فانی که خواست ملک بقا فتح گرددش

نبود عجب که میل به دشت فنا کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و اندوه عاشق و تمناهای او برای عشق می‌پردازد. شاعر از عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و آرزو دارد که معشوق به او توجهی کند و وعده‌اش را وفا کند. او از بی‌توجهی و غیبت معشوق شکایت می‌کند و به نادانی و بی‌درایتی خود در پی عشق اشاره دارد. در اینجا، شاعر از ساقی می‌خواهد تا شراب به او بدهد و از زهد و ریاustriation، به‌ویژه در عالم عرفان، انتقاد می‌کند. او همچنین به ناامیدی و سرگردانی‌اش در جستجوی محبت اشاره می‌کند و در نهایت به فنا و زوال زندگی اشاره دارد. در کل، موضوعات اصلی عشق، ناامیدی، و جستجوی حقیقت در این شعر به‌خوبی نمود پیدا کرده است.