شمارهٔ ۱۴۲ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دست پیر میکده گلرنگ باده بود
یا عکس روی مغبچه در می فتاده بود
رفتم به دیر و شوکت رندان بساحتش
از هر چه در خیال درآید زیاده بود
پیر مغان نشسته به صد حشمت و جلال
گردون بقد خم به درش سر نهاده بود
رندان مست هر یکی از رتبه رفیع
با اهل عرش چشم حقارت گشاده بود
هر سو ز حسن مغبچه شوخ و ساده رو
نقش دوصد خیال به دلهای ساده بود
پیر مغان اشارت جام میم نمود
از حاصل حیات خود اینم اراده بود
فانی صفت به مغبچه جان ساختم فدا
پنداشتم که مادر دهرم نزاده بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف فضایی از میخانه و حال و هوای رندان مست است. شاعر به حکایت پیر میکده اشاره میکند که در دستانش بادهای رنگین دارد و زیباییهای صورت مغبچه (دلربا) در میافتد. شاعر به دیر (مکانی مقدس) میرود و میبیند که رندان در این مکان به شادی و مستی مشغولاند. پیر مغان با جلال و شکوه نشسته و رندان از عرش به آنها خیره شدهاند. زیبایی مغبچه و تصورات دوگانهاش دلهای ساده را مشغول کرده است. در پایان، شاعر به نشانهای از زندگی و فانی بودن اشاره کرده و بیان میکند که عشق به مغبچهاش او را از دنیا جدا کرده است.