نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوران نشان ز بخت جوانم نمی‌دهد

جامی ز دست پیر مغانم نمی‌دهد

از هر که نوشداروی جان می‌کنم طلب

جز از شرابخانه نشانم نمی‌دهد

در هجر او که گریه شده در گلو گره

فریاد ازو که راه فغانم نمی‌دهد

عمرم سبک خرام شدست ای حریف از آنک

ساقی دور رطل گرانم نمی‌دهد

دارالامان میکده می‌بایدم که چرخ

جای دگر ز غصه امانم نمی‌دهد

یک قطره آب را به لبم چرخ تار چشم

صد قطره خون دل بچکانم نمی‌دهد

فانی ز کام و عیش که گردون دهد به خلق

هیچم چو می‌نیاید از آنم نمی‌دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به بیان حسرت و ناتوانی شاعر در دریافت شادکامی و عشق می‌پردازد. او از بخت جوانی خود گله‌مند است و احساس می‌کند که هیچ چیزی از زندگی‌اش به او داده نمی‌شود، از جمله عشق و لذت‌های دلپذیر. در هجران محبوبش به شدت غمگین است و گریه‌اش به دفاع از درد دلش نمی‌رسد. شاعر به ناکامی‌هایش در این دنیا اشاره کرده و می‌گوید که با وجود تلاش‌هایش، به آنچه می‌خواهد دست نمی‌یابد. در نهایت، او به پوچی زندگی و ناپایداری خوشی‌های دنیوی اشاره می‌کند و از اینکه به هیچ چیزی نمی‌تواند دست یابد، نالان است.