شمارهٔ ۱۴۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
گه خرام اسیری گرش دعا بکند
بکشته غم هجر تو جز وصال چه سود؟
هزار بار مسیحا گرش دوا بکند
ز شیخ شهر طریق فنا نیافت دلم
مگر به پیر خرابات التجا بکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر غم و اندوه عاشق شاعر است که برای توصیه به عشق و دلتنگی خود به صبا (نسیم) میگوید. او تصور میکند که اگر صبا غم او را درک کند، خوشحال میشود و برای دیگران نیز همین احساس را دارد. او از نداشتن طریق دلجویی از طرف معشوق میگوید و مینویسد که تنها راه حل این غم، وصل معشوق است. همچنین به تضاد بین تندخویی معشوق و دل زار خود اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به آرامش باید به پیر خرابات (شخصی که در عالم معنوی، دلسوزی میکند) پناه ببرد.