شمارهٔ ۱۵ - تتبع مخدومی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
بیروی تو شد تیره از اشک مرا شبها
روشن نشود شبها بیماه ز کوکبها
از تیرگی هجرت شد روز و شبم یکسان
کز شب سیهم روز است وز روز سیه شبها
عشاق که از هجرت کردند تهی قالب
باز از لب جانبخشت جان رفت به قالبها
بیقدر تو در بستان هر شاخ که پربرگ است
ماریست مرا کز وی آویخته عقربها
یک قطره می ای ساقی بس کرد میم لیکن
زان می که ترا گردد آلوده به آن لبها
من مست شراب ای دل زهاد و غم کوثر
دوری بودم زیشان از دوری مشربها
در دیر مغان فانی یک جام خورد اکنون
یک جام دگر خواهد با ناله یاربها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس غم و اندوه ناشی از دوری و جدایی از معشوق است. شاعر به تیرهگی شبها و ناامیدی خود اشاره میکند که به خاطر غیبت معشوق ایجاد شده است. او همچنین به شدت عشق و تأثیر آن بر زندگیاش میپردازد و بیان میکند که بیمحبوبی، زندگیاش را خالی از رنگ و نشاط کرده است. در ادامه، شاعر از شراب به عنوان نماد فراموشی و تسکین یاد میکند و به تلاشش برای غلبه بر درد جدایی اشاره دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در محیطهای مختلفی که بوده، تنها احساس فقدان محبوبش را تحمل کرده است.