شمارهٔ ۱۵۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود
بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود
در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال
از پی زیب کمانخانه ابروی تو بود
مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوق
که سحر نگهت گل را به چمن بوی تو بود
در خرابات مغان دوش علالا تا صبح
از می لعل تو و سلسله موی تو بود
بود در راه طلب روشنی دیده و دل
توتیا رنگ هر آن گرد که از کوی تو بود
کعبه و دیر تفاوت نکند چون همه جا
دیده بر روی تو و میل دلم سوی تو بود
فیض قدسی رسد از نکته فانی هر دم
که حدیثش صفت لعل سخنگوی تو بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و ابراز حالتی از شوق و واله بودن شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر میگوید که همه احساسات و حالاتش تحت تأثیر زیبایی و جذبه معشوق است. او به زیبایی ابروهای معشوق اشاره میکند و آن را به کمان و هلال تشبیه میکند. همچنین از تأثیرات عمیق نگاه معشوق بر زندگی و روح خود سخن میگوید، بهگونهای که به نظر میرسد همه مکانها و فضاها تحت تأثیر زیبایی او هستند. در نهایت، او به عشق و حقیقتی که از این زیبایی ناشی میشود اشاره میکند و آن را برتر از هر چیز دیگری میداند.